گزارش سه ماهه دوم92 ›› حوزه نمایندگی ولی فقیه جهاد کشاورزي خراسان شمالي

مناسبت های شمسی :

 

مناسبت های قمری :

به مناسبت ميلاد منجي عالم بشريت حضرت بقيه الله اعظم

نمك شناس يا نمك به حرام ؟!
يكى از اخيار اصفهان كه به علامه مجلسى ارادت داشت شبى بعد از نماز جماعت خدمت ايشان آمد و گفت : گرفتارى مهمى برايم پيش آمده است . علامه مجلسى گفت : چه گرفتارى ؟ آن مرد گفت : لوطى باشى محل ، به من خبر داده است كه امشب با دوستانش مى خواهند به خانه من بيايند و شام ميهمان من باشند و قهرا  مى دانم اسباب لهو و لعب را هم مى آورند و موجبات ناراحتى ما را فراهم مى كنند و ما را در حرام مى اندازند.
علامه مجلسى گفت : خودم مى آيم و به لطف خداوند مساله آنرا آنطورى كه خدا بخواهد حل و فصل مى كنم . جناب علامه از راه مسجد جلوتر از ميهمانها به خانه آن مرد رسيد، وقتى بعد از مدتى لوطى باشى و رفقايش ‍ وارد شدند، ناگهان چشمشان به شيخ الاسلام اصفهان ؛ مرحوم مجلسى افتاد، تنبك و تنبورهاى خود را پنهان كردند و مؤ دبانه در محضر او نشستند.اما لوطى باشى از ميزبان سخت ناراحت و دلگير شده كه او علامه مجلسى را موى دماغ و مزاحم عيششان كرده بود.
لوطى باشى شروع به سخن گفتن كرد و گفت : جناب مجلسى ! ما لوطيها صفات خوبى هم داريم ، كمتر از اهل علم هم نيستيم . مجلسى گفت : من كه چيزى از خوبيهاى شما نمى دانم . لوطى باشى گفت : جناب مجلسى تو با ما معاشرت ندارى كه بدانى ما چه صفات خوبى داريم ؛ ما در نمك شناسى بى نظيريم . لوطى كسى هست كه اگر نمك كسى را چشيد تا آخر عمر يادش ‍ نمى رود و به صاحب نمك خيانت نمى كند. علامه گفت : من اين حرف شما را نمى توانم بپذيرم كه شما نمك شناسيد و نمكدان نمى شكنيد. بگو ببينم چند سال از سن شما مى گذرد؟ لوطى باشى گفت : چهل سال . علامه مجلسى گفت : چهل سال است نعمت خدا را مى خورى و معصيت خدا را مى كنى اى نمك به حرام !
اين جمله را كه گفت مثل آبى كه به آتش بريزند لوطى باشى خاموش شد و راستى كه او را تحت تاءثير قرار داد تا آخر مجلس ديگر يك كلمه هم حرف نزد و در فكر فرو رفت . مجلس تمام شد و هر كس به خانه اش رفت . لوطى هم به خانه اش رفت تا بخوابد اما مگر خوابش مى برد! بله درست گفت چهل سال عوض نمك شناسى نسبت به كسى كه به او همه چيز داده ؛ سلامتى ، بضاعت ، ثروت ، و... نمك بحرامى كرده فكر كرد و فكر كرد تا آخر تصميم خود را گرفت . فردا صبح پس از اذان ، علامه مجلسى شنيد كه كسى در خانه اش را مى زند، در را باز كرد، ديد لوطى باشى است . گفت : آقاى شيخ ! آيا اگر من توبه كنم خدا مرا مى بخشد و مى آمرزد و قبولم مى كند؟ علامه مجلسى گفت : بله ، البته خدا كريم و غفور است ، انسان هر قدر هم گناهش زياد باشد اما اگر حقيقتا پشيمان شود و به درگاه خداوند بزرگ توبه كند خداوند تعالى گناهان او را مى بخشد و او را قبول مى كند. لوطى باشى گفت : من پشيمانم و توبه كردم تو از خدا بخواه تا مرا بيامرزد
.

                                                                    رمضان، ماه نو شدن

خدای مهربان، بعضی از زمان ها را مخصوص به خود کرده است؛ مثل شهراللَّه و شهرِ رمضان و آن اختصاص، برای بهانه است، برای آمرزش گناهکاران است. خبر دارید که ماه خدا نو شده است یا نمی دانی ماهِ خدا نو شدن، علامات دارد؛ باید تمام اعضا و جوارح و قلب تو تغییر بکند؛ چنانکه رسول مکرم، حضرتِ خاتم الانبیا صلی الله علیه و آله چنین بود. شهر رمضان شهری است با ادراک و شعور، می رود، می آید، شفاعت می کند.

                                                                رمضان آمد و من آمده ام
                                                               باز هم قید خودم را زده ام
 
                                                               راه گم کرده ترین بنده منم
                                                            پیش چشمان تو شرمنده منم
 
                                                                  میزبانی و منم مهمانت
                                                               لقمه ای اشک بده از خانت

ستادها :

 ستاد نماز :

 ستاد زکات :

 ستاد امر به معروف ونهی از منکر :

 ستاد حجاب وعفاف :


متفرقه : 

مطالبی پیرامون خمس  :

اهمیت خمس

از نظر اقتصادى‏

پرداخت خمس راهى براى تعديل ثروت، مبارزه با تكاثر و رسيدگى به محرومان و تهى‏دستان جامعه است.

از نظر اجتماعى‏

پرداخت خمس راهى براى ايجاد الفت و محبت ميان طبقات مختلف و جلوگيرى از ايجاد شكاف‏هاى عميقِ اجتماعى است.

از نظر روانى‏

پرداخت خمس سبب مى‏ شود كه انسان در خود احساس كند حامى اهل بيت و مراجع تقليد و حوزه‏ هاى علميّه و تبليغات صحيح دينى است و اين احساس همواره او را هوادار جبهه حق و مخالف جبهه‏ هاى باطل و وسوسه‏ هاى آنان قرار مى‏ دهد.

از نظر تربيتى‏

پرداخت خمس انسان را حسابگر، دقيق، وظيفه‏ شناس، نسبت به محرومان جامعه مسئول و نسبت به حمايت از خط خدا و رسول و اهل‏بيت عليهم السلام، متعهّد تربيت مى‏ كند.

پرداخت خمس روح سخاوت و نوع دوستى را در انسان شكوفا مى‏ كند.

پرداخت خمس روحيه بى‏ تفاوتى و دنياپرستى را از انسان برطرف مى‏ كند.

كوتاه سخن آنكه پرداخت خمس؛

رابطه انسان را با خدا از طريق قصد قربت در پرداخت،

رابطه انسان را با محرومان از طريق كمك به ايتام،

رابطه انسان را با حاكم معصوم يا عادل از طريق كمك به فقهاى عادل،

رابطه انسان را با جامعه از طريق تقويت حوزه‏هاى علميه و اعزام اسلام شناسان به اطراف،

رابطه انسان را با خودش از طريق مهار كردن خوى حرص و بخل و بى‏ تفاوتى،

رابطه انسان را با نسل آينده از طريق حلال كردن لقمه‏ ها و مهريه‏ ها،

و رابطه انسان را با پيامبر اسلام و اهل بيت معصومش عليهم السلام از طريق رسيدگى به سادات محروم تنظيم و تصحيح و تقويت مى‏ كند.

آثار خمس‏

اگر به تعبيراتى كه در آيات و روايات آمده است توجّه كنيم، به آثار پرداخت خمس بيشتر پى خواهيم برد. بعضى جملات و كلماتى را كه براى فلسفه خمس آمده فهرست‏وار مطرح مى‏ كنيم.

1- نسل پاك‏

در روايات مى‏خوانيم: «لتطيب ولادتهم»  پرداخت خمس، مال را پاك و مال پاك مقدمه نسل پاك است.

2- تقويت دين‏

امام رضا عليه السلام فرمودند: «الخمس عوننا على ديننا» «2» خمس، حق ما اهل‏بيت و پشتوانه مكتب و راه ما است.

3- نشانه وفا

در تعبير ديگر مى‏خوانيم: «المسلم من يفى اللّه بما عهد اليه و ليس المسلم من اجاب باللسان و خالف بالقلب‏»، مسلمان واقعى كسى است كه به پيمان الهى وفادار باشد و كسى كه با زبان جواب مثبت ولى در دل جواب منفى مى‏ دهد، در حقيقت مسلمان نيست.

4- كمك به ياران‏

امام رضا عليه السلام فرمود: خمس وسيله‏اى براى كمك ما بر بستگان و ياوران ماست. «ان الخمس عوننا على عيالاتنا» ، «عوننا على موالينا»

- پاكى مال‏

امام صادق عليه السلام فرمود: من از گرفتن درهم شما هدفى جز پاك كردن شما ندارم، زيرا وضع مالى من امروز خوب است. «ما اريد بذلك الا ان تطهروا»

6- گوارا بودن درآمد

در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام مى‏خوانيم: هر كس خمس ما را بدهد باقى درآمدش براى او گواراست. «يودّى خمسنا و يطيب له»

7- حفظ آبرو در برابر مخالفان‏

امام رضا عليه السلام فرمود: به وسيله خمس، ما آبروى خود و طرفدارانمان را در برابر تهديدات مخالفان حفظ مى‏كنيم. «و ما نبذله و نشترى من اعراضنا ممن نخاف سطوته»

8- فقر زدائى از خاندان رسالت‏

امام كاظم عليه السلام فرمود: خداوند نيمى از خمس را براى فقر زدائى از بستگان پيامبر كه از زكات و صدقات محرومند قرار داد. «و جعل للفقراءقرابة الرسول نصف الخمس فاغناهم به عن صدقات الناس ...»

9- كفّاره گناهان و ذخيره قيامت‏

امام رضا عليه السلام فرمود: خارج كردن خمس مال، وسيله آمرزش گناهان و ذخيره قيامت و روز نياز شماست. «فان اخراجه ... تمحيص ذنوبكم و ما تمهدون لانفسكم ليوم فاقتكم»

10- ضمانت بهشت‏

شخصى نزد امام باقر عليه السلام آمد و خمس مال خود را پرداخت، امام فرمود: بر من و پدرم لازم است كه بهشت را براى شما ضمانت كنيم.

«ضمنت لك علىّ و على ابى الجنّة»

11- شمول دعاى امام‏

امام رضا عليه السلام فرمود: خمس، كمك ما بر حفظ مكتب است، سپس فرمود: تا مى‏توانيد خودتان را از دعاى ما محروم نكنيد. «ولا تحرموا انفسكم دعاءنا ما قدرتم عليه»

12- كليد رزق‏

امام رضا عليه السلام فرمود: پرداخت خمس كليد رزق شماست. «فان اخراجه مفتاح رزقكم»

13- نظم و حساب در سرمايه‏

كسى كه حساب سال دارد و خمس مى‏دهد، در واقع شخصى حسابگر، منظم و دقيق است و ميزان درآمد و مصرفش مشخّص است.

امام باقر عليه السلام فرمود: «الكمال كلّ الكمال: التّفقه فى الدّين والصبر على النائبة و تقدير المَعيشة» بالاترين كمال در سه چيز است: شناخت عميق دين، پايدارى در برابر ناملايمات و نظم و برنامه در زندگى.

14- عنايات ويژه‏

كسانى كه اهل خمس هستند، يعنى در هر درآمد خود، سهم خدا، رسول، اهل بيت و سهم ديگران را در نظر دارند، قهراً خدا و اولياى او نيز به او عنايات ويژه دارند.

مگر در قرآن نمى‏خوانيم: «فاذكرونى اذكركم»  مرا ياد كنيد، شما را ياد مى‏ كنم.

مگر در قرآن نمى‏خوانيم: «ان احسنتم احسنتم لانفسكم»  اگر خوبى كنيد به خودتان خوبى كرده ‏ايد.

مگر در قرآن نمى‏خوانيم: «اذا حيّيتم بتحيّة فحيّوا باحسن منها»  اگر شخصى نسبت به شما كريمانه برخورد كرد، شما بهتر از او برخورد كنيد.

مگر قرآن وعده نداده كه‏ «ان تنصروا اللّه ينصركم»  اگر شما خدا را يارى كنيد خداوند شما را يارى مى‏ كند.

مگر قرآن خبر از دوست داشتن نيكوكاران نداده است: «انّ اللّه يحبّ المحسنين»

آرى، كسى كه با پرداخت خمس، حق خدا و رسول و امام را مى‏ دهد،

در حقيقت مشمول تمام آياتى است كه گفته شد. زيرا او هم خدا را ياد كرده، هم احسان كرده، هم اولياى خدا و محرومان را گرامى داشته و هم مكتب الهى را يارى نموده است و دريافت اين همه عنايات در برابر 20% مازاد درآمد سال، سود بزرگى است

يك نمونه از عنايات ويژه‏

زنى به نام شطيطه يك درهم پول و يك كلاف نخ را از نيشابور براى امام كاظم عليه السلام فرستاد و از كمى مال خود عذرخواهى كرد و گفت: «انّ اللّه لا يستحيى من الحق»

امام درهم و كلاف را پذيرفت و فرمود: سلام مرا به اين خانم برسانيد و اين چهل درهم و اين پارچه‏اى كه جزو كفن خودم هست به او بدهيد، او چند روزى بيشتر زنده نيست ولى همين كه از دنيا رفت من براى نماز بر جنازه او به نيشابور خواهم آمد. در اين ماجرا امام چند درهم را از يك مسلمان مخلص مى‏ پذيرد و اين همه او را مورد تفقد قرار مى‏ دهد ولى مبالغ سنگينى را از افراد نااهل نمى‏ پذيرد.

وسوسه‏ هاى شيطانى‏
وسوسه از راه وعده فقر
هنگامى كه فردى تصميم بر دادن حقّ اللّه مى‏ گيرد، شيطان به او وعده فقر مى‏دهد «1» كه اگر خمس بدهى مال تو كم مى‏ شود و فردا فقير و محتاج مى‏ شوى، هنوز فرزندانت به سر و سامان نرسيده‏ اند. ولى قرآن نيز در برابر وعده فقر شيطان وعده‏هايى دارد از جمله:
* آنچه در راه خدا بدهيد، خداوند جايگزين مى‏كند: «فهو يخلفه» «2» انفاق مثل مكيدن شير مادر است كه هرچه فرزند مى‏ خورد، خداوند دوباره سينه مادر را پر مى‏ كند.
* هر چه بدهيد گم نمى‏شود و آن را نزد خداوند مى‏يابيد. «تجدوه عنداللّه» «3»
* كارهاى خير شما باقى مى‏ ماند و پاداش بهتر دارد. «والباقيات الصالحات خير عند ربّك ثواباً» «4»
* هر چه نزد شماست فانى مى‏ شود، ولى اگر رنگ الهى پيدا كند و در راه او مصرف شود ابدى مى‏ گردد. «ماعندكم ينفد و ما عنداللّه باق» «5»
* در راه خدا از خرج كردن نترسيد كه او به شما وسعت مى‏ دهد. «و اللّه واسع عليم» «6»
* مثال آنچه در راه خدا مى‏ دهيد مثال دانه گندمى است كه در خاك پنهان مى‏ شود، ولى چيزى نمى‏ گذرد كه از آن دانه، هفت خوشه و در هر خوشه صد دانه ظاهر مى‏ شود. «7»
نوع ديگرى از وسوسه‏
اگر شيطان در مرحله اول حريف انسان نشد كمى تخفيف داده و مى‏ گويد: خمس واجب است ولى حالا صبر كن. عجله درست نيست هنوز آخر كار نشده و معلوم نيست سود و زيان چقدر است، ممكن است بعضى از سرمايه‏ هاى تو نقد نشود، ممكن است بعضى از جنس‏هاى فروخته شده برگردد، امسال سود بردى، شايد سال آينده زيان كنى و ....
قرآن در برابر اين تأخير، سفارشاتى دارد و تذكراتى مى‏ دهد از جمله:
1- در قرآن بارها كلمه «بغتة» بكار رفته است، يعنى ممكن است مرگ ناگهانى فرا رسد و توفيق عمل خير نداشته باشى.
2- تاريخ افراد و اقوام و گروه‏هايى در قرآن مطرح شده كه ناگهان گرفتار قهر الهى شدند.
3- قرآن صحنه‏ هائى از آرزوى برگشتن به دنيا و انجام كار خير را نقل مى‏ كند كه البتّه هرگز به اين آرزو پاسخ مثبتى داده نمى‏ شود.
4- قرآن در آيه 14 سوره حديد گفتگوى دوزخيان را با بهشتيان در قيامت اينگونه بيان مى‏فرمايد: منافقان التماس مى‏كنند كه نگاهى به ما كنيد تا از نور شما استفاده كنيم. وقتى جواب رد مى‏شنوند مى‏گويند: آيا ما در دنيا با شما نبوديم؟ بهشتيان مى‏گويند: چرا ولى شما خودتان را فريب داديد و در كار خير، امروز و فردا كرديد.
وسوسه ديگر
گاهى شيطان انسان را وسوسه مى‏كند كه چرا نتيجه دسترنج و علم و ابتكار و خلاقيّت تو نصيب ديگران شود. همان گونه كه قارون مى‏گفت:
سرمايه من بخاطر علم و تخصّص و مديريّتى است كه دارم، «انّما اوتيتُه على علمٍ عندى» «8» خداوند در پاسخ مى‏فرمايد: آيا قارون نمى‏داند كه ما قوى‏تر از او را نابود كرديم. چه بسيار افرادى از صاحبان سرمايه كه با سواد، زرنگ، قوى و زحمت‏كش بودند، ولى به جايى نرسيدند. آرى، هرگز داده‏هاى الهى را به حساب تخصّص و علم و تلاش و مديريّت و هنر خود نگذاريم.
وسوسه ديگر
گاهى شيطان وسوسه مى‏كند كه خدا خواسته گروهى فقير و گروهى در رفاه باشند، اگر خدا بخواهد به فقرا نيز ثروت مى‏دهد. «انطعم من لو يشاء اللّه اطعمه» «9» گويا اين افراد غافلند كه دادن‏ها و گرفتن‏هاى الهى براى‏ آزمايش مردم است تا كسى كه ثروت دارد از خود سخاوت و كسى كه ندارد از خود صبر و قناعت نشان دهد. اگر همه مردم يكسان باشند روحيه ايثار، سخاوت، صبر و قناعت، در انسان محو مى‏ شود.
(1). سوره بقره، آيه 268
(2). سوره سبأ، آيه 39
(3). سوره بقره، آيه 110
(4). سوره كهف، آيه 46
(5). سوره نحل، آيه 96
(6). سوره بقره، آيه 261
(7). سوره بقره، آيه 261
(8). سوره قصص، آيه 78
(9). سوره يس، آيه 47

تقسيم بندى گناهان در روايات‏
روايات متعددى از ائمّه عليهم السلام به ما رسيده كه بيانگر تقسيم گناهان به كبيره و صغيره است، ودر كتاب اصول كافى يك باب تحت عنوان «باب الكبائر» به اين موضوع اختصاص يافته كه داراى 24 حديث است.
در روايت اوّل و دوّم اين باب، تصريح شده كه گناهان كبيره، گناهانى را گويند كه خداوند، دوزخ و آتش جهنم را بر آنها مقرر نموده است.
در بعضى از اين روايات (روايت سوم و هشتم)، هفت گناه به عنوان گناه كبيره، و در برخى از روايات (روايت 24) نوزده گناه به عنوان گناهان كبيره، شمرده شده است .
گرچه هر گناه، چون مخالفت فرمان خداى بزرگ است، سنگين و بزرگ مى‏ باشد، ولى اين موضوع منافات ندارد كه بعضى از گناهان نسبت به خود و آثارى كه دارد، بزرگتر از برخى ديگر باشد، و به گناهان بزرگ و كوچك تقسيم گردد.
گناهان كبيره در كلام امام صادق عليه السلام‏
«عمروبن عبيد» يكى از علماى اسلام، به حضور امام صادق عليه السلام آمد، سلام كرد و سپس اين آيه را خواند:
«الذينّ يجتنبون كبائر الاثم و الفواحش»
«نيكوكاران كسانى هستند كه از گناهان بزرگ، و زشت ى‏پرهيز مى‏ كنند.»
سپس سكوت كرد و دنبال آيه را نخواند؛
امام صادق عليه السلام به او فرمودند: «چرا سكوت كردى؟!»
او گفت: «دوست دارم، گناهان كبيره را از كتاب خداوند بدانم.»
آنگاه امام صادق عليه السلام گناهان كبيره‏اى را كه در قرآن آمده بيان نمودند:
1- بزرگترين گناهان كبيره، شرك به خداست؛ قرآن مى‏ فرمايد:
«وَ من يُشرك بِاللّه فَقد حَرّم اللّه عَلَيهِ الجنّة»
«كسيكه براى خدا، شريك قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام مى‏ كند.»
2- نااميدى از رحمت خدا؛
«انّه لايَيأس مِن روحِ اللّه الّا القَوم الكافِرون»
«هيچكس جز كافران از رحمت خدا، نوميد نگردد.»
3- ايمنى از مكر (عذاب و مهلت) خدا؛
«فلا يامن من مكر اللهّ الّا القوم الخاسرون»
«از مكر خداايمن نشود، مگر مردم زيانكار.»
4- عقوق (و آزار) والدين؛ چنانكه قرآن از زبان عيسى عليه السلام مى‏ فرمايد:
«و برّاً بِوالدَتى و لَم يَجعَلنى جَبّاراً شقيّاً» «4»
«خدا دستور داده كه به مادرم نيكى كنم و مرا زورگوى تيره بخت قرار نداده است.»
5- كشتن انسانِ بى‏گناه؛
«و مَن يَقتُل مؤمِناً مُتعَمّداً فَجزاؤه جهَنّم خالِداً فيها و غَضبَ اللّه عَليه وَ لَعنَه وَ اعدّ لَه عَذاباً عَظيماً» «5»
«و هر كس فرد با ايمانى را از روى عمد، به قتل برساند مجازات او، دوزخ است كه جاودانه در آن مى‏ماند، و خداوند بر او غضب مى‏ كند و از رحمتش دور مى‏ سازد و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است.»
6- نسبت نارواى زنا به زن پاكدامن؛
«انّ الّذينَ يَرمُونَ الُمحصِناتِ الغافِلات المُؤمِنات لُعِنُوا فى الدّنيا و الاخرة وَ لَهم عَذاب عَظيم»
«كسانى كه زنان پاكدامن و بى خبر (از هر گونه آلودگى) و با ايمان را متهم مى‏ سازند، در دنيا و آخرت، از رحمت الهى بدورند، و عذاب بزرگى در انتظارشان است.»
7- خوردن مال يتيم؛
«انّ الّذينَ يَأكلون اموال اليَتامى‏ انماّ ياكلون فى بطونهم ناراً وسيصلون سعيراً»
«همانا كسانى كه اموال يتيمان را مى‏ خورند، آنها در شكم‏هاى خود، آتش فرو مى‏ برند و بزودى در آتش سوزان مى‏ سوزند.»        
8- فرار از جبهه جهاد؛
«وَ مَن يُولّهم يَومئذٍ دُبُره الّا مُتِحرّفاً لِقتال او مُتحيّزاً الى فِئَة بآء بِغَضب مِن اللّه وَ مَأواه جَهنّم و بئس المصير»
«و هر كس در آن هنگام (جنگ) به آنها پشت كند مگر در صورتى كه هدفش، كناره گيرى از ميدان براى حمله مجدد و يا به قصد پيوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد (چنين كسى) گرفتار خشم‏ پروردگار خواهد شد، و جايگاه او جهنم، و چه بدعاقبتى است.»
9- ربا خوارى؛
«الّذينَ يَاكُلونَ الرِّبا لايَقُومُون الّا كَما يَقوم الّذى يَتخبَّطهُ الشّيطان مِن المسّ»
«كسانى كه ربا مى‏خورند، بر نمى‏ خيزند مگر مانند كسى كه شيطان باتماس خود، او را همچون ديوانه، آشفته حال كرده است.»
10- سحر و جادو؛
«وَ لَقَد عَلمُوا لِمَن اشتَراهُ مالَه فِى الاخِرة مِن خلاق»
«قطعاً دانستند كه هر كس خريدار جادو شود، در آخرت، بى‏ بهره خواهد بود.»
11- زنا؛
«وَ مَن يَفعَل ذلكَ يَلقَ اثاماً يُضاعف لَه العَذاب يَومَ القيامَة وَ يَخلُد فيهِ مُهاناً»
«هر كس كه زنا كند، مجازاتش را خواهد ديد، عذاب چنين كسى در قيامت، مضاعف گردد و با خوارى، هميشه در آن خواهد ماند.»